با واژه ستون پنجم همه آشنا هستند، به ويژه اهل نظر. براي همين احتياجي نيست درباره آن قلم
فرسايي كرد. آنچه در اين مقوله مدنظر است، نقش تخريبي ستون پنجم در سينماي ايران است.
در ايام اخير، سينماي بيمار ايران در تب شديد بحران به سرميبرد و به تشنج افتاده است. همه
بحران را ميبينند و با نتايج زيانبار آن آشنا هستند، اما هرگز به خود زحمت نميدهند تا به علت
يا علتهاي شروع بحران پي ببرند! گويي ترسي يا دستي ناخواسته جلو آنان را گرفته تا به
ريشههاي بحران نزديك نشوند! از قديم گفتهاند علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد، اما اين كار در
سينماي ما هرگز صورت نگرفته و گويي نخواهد گرفت. همه درد را ديدند، اما نه از شدت آن
پيشگيري كردند، نه درصدد درمان آن برآمدند و نه حتي به تخفيف آن فكر كردند! دست روي
دست گذاشتند تا درد سينما را از پا بيندازد. گروه زيادي از سينماييها خواسته يا ناخواسته گويا
منافع خود را در مرگ سينما ميبينند. چشم داشتن به منافع مادي، باعث شد ديده اهالي سينما
روي تمام مسائل بسته شود و به اطراف خود بيتوجه باشند. اينجا بود كه ستون پنجم وارد
معركه شد و با تلاش مضاعف خيلي سريع به آنچه ميخواست رسيد. آنچه بايد تأكيد كرد اين
است كه اين ستون پنجم با ستون پنجمهايي كه در جهان معمول است متفاوت است، زيرا اينان
فقط براي رسيدن به منافع خود دست به اين كار ميزنند و در خدمت شخص يا سازمان يا كشور
خاصي نيستند. از آنجا كه قانون در سينماي ايران جايي ندارد، بنابراين مرجع خاصي نيز وجود
ندارد تا به قانون شكنيها درست رسيدگي كند. براي همين هر شخص يا سازماني به خود جرأت
ميدهد دست به قانونشكني بزند. در واقعه تعطيلي خانه سينما بيشك بايد هر دو گروه درگیر را
مقصر دانست. هيچ گروهي حرف حق نزده و نخواهد زد، چه اهالي خانه سينما و چه
دستاندركاران دولتي، زيرا چشم آنان روي حقيقت بسته شده و هر كس فقط مسائل را از دريچه
چشم خود ميبيند، آن هم دريچهاي كه ستون پنجم روي ديدگان آنان باز كرده. هر دو گروه
قرباني يك دسيسه شدهاند، ولي از آن بيخبرند يا خود را به بيخبري زدهاند. اين ستون پنجم ، با
شناختي كه از اهالي خانه سينما و دستاندركاران دولتي داشت، توانست هر دو گروه را به جان
يكديگر انداخته و كركسوار بالاي جسد نيمه جان سينما بنشيند تا از لاشه آن ارتزاق كند. اگر
اهالي سينما و رسانه به حافظه كوتاه مدت خود رجوع كنند، متوجه خواهند شد، مشكلات بين
خانه سينما و دستاندركاران دولتي زماني حاد شد كه برخی از سينماييها كه پستهاي مهمي در
خانه سينما داشتند و مدتها در عرصه بيصاحب سينماي ايران جولان ميدادند، به طور مستقيم
و غيرمستقيم، پستهايشان در خانه سينما به اشخاص ديگري واگذار شد. از همين زمان اينان ،
در قالب ستون پنجم فعاليت خود را شروع كردند. آنان كه قبل از بر كنار شدن از پستهاي
خود، طرفدار سرسخت و دو آتشه خانه سينما بودند، ناگهان به مخالفان معاند آن تبديل شدند. اينان
در زمان مسؤوليت كوتاه و بلند خود، براي منافع شخصي و دست يافتن به جايگاهي بالاتر،
حقهاي زيادي را ناحق كرده و قانونشكنيهاي بسياري انجام دادند. بين خانه سينما و مسؤولان
سينمايي، در هر دورهاي مسائلي بود كه يا حل شده و يا آنچنان حاد نبوده تا به رويارويي
منجرشود. ماجرا از زماني آغاز شد كه اين ستون پنجم از پستهاي خود خلع يا به كنارهگيري
وادار شدند. آنان خيلي زود توانستند با توجه به شناخت خود از دو طرف بين خانه سينما و
معاونت سينمايي آتش درگيري را برپا كنند، آتشي كه دودش در چشم همه رفت و ميرود.
شعلههاي سركش آتش اختلافات دامن همه را گرفت، الا آنان را، زيرا خود را از اين آتش
سوزنده دور نگه داشته و تنها از دور روي آن هيزم پرتاب ميكردند. اين ستون پنجم ، با
جايگاهي كه براي خود در خانه سينما، معاونت سينمايي و نشريات دست و پا كرده بود، توانست
آنچه را ميخواست در ذهن اهالي خانه سينما و معاونت سینمایی سابق القا كند. آنان با طرح
شايعههاي مختلف در نشريات، رسانهها و خبرگزاريها، توانستند آتش اختلافات را به حداكثر
برسانند كه نتيجه آن تعطيلي خانه سينما و بلاتكليفي معاونت سينمايي بود. عجيب است كه همه
آنان را ميشناختند و ميشناسند، اما هرگز گمان بد به آنان نبرده و نميبرند، اگر هم برده بودند،
نميتوانستند كاري كنند، زيرا آتش جنگ دامن همه را گرفته بود و كسي هم دوست نداشت اين
آتش خاموش شود، زيرا هر دو گروه نابودي طرف ديگر را ميخواستند، حتي به قيمت نابودي
خودشان. اين ستون پنجم ، با حضور در محافل و مجامع مختلف هر دو گروه، اخبار آنجا را،
حتي خبرهاي خصوصي را، هم به گوش طرف مقابل ميرساند و هم در نشريات
و خبرگزاريها منتشر ميكرد. حاشيهسازي پيرامون اكران فيلمهاي نوروزي نيز آتشي است كه از گور اين ستون پنجم برخاسته است.
جالب است كه آنان هنوز هم مظلومنمايي كرده و سعي ميكنند در دل هر دو گروه جاي خود را
حفظ كنند. آنان اكنون در دو صنف مطرح سينما، يعني اتحاديه تهيهكنندگان و شورايعالي
تهيهكنندگان نيز نفوذ کرده و مدام اخبار آنها را به طرف مقابل و نشريات داده و شايعهسازي
ميكنند. كار به جايي رسيده كه اين دو گروه تهيهكنندگان كه زماني در كنار هم كار ميكردند،
سايه يكديگر را با تير ميزنند و به خون هم تشنهاند. در اين نوشته اسمي از اين ستون برده
نخواهد شد، زيرا همگان آنان را ميشناسند، اگر هم نشناسند با خواندن اين يادداشت حتماً خواهند
شناخت. اهالي سينما، چه خصوصي و چه دولتي، اگر واقعاً صلاح سينماي ايران را
ميخواهند، بايد هرچه سريعتر ستون پنجم را از خويش طرد كرده و به مراجع قضايي تحويل
دهند. نشريات و خبرگزاريها نيز نگذارند بيش از اين ستون پنجم از آنها سوءاستفاده كند. نبايد
بلندگوي کسانی باشند كه تنها به منافع شخصي خود ميانديشند و انتقامگيري
از سينماي ايران و اهالي آن. همه دست به دست هم دهند و عرصه را بر اين
ستون پنجم تنگ كرده و گلويشان را بفشارند. فتنه بايد خاموش شود تا سينما دوباره جان بگيرد.پس هرچه زودتر آتش فتنه را خاموش كنيد.
سيدرضا اورنگ