تبليغاتX
ناخنک-نازنین
ادبیات-سینما-تلویزیون-شعر-طنز...
 دست سينما را بگيريد، به آن سنگ نزنيد!

  كسي كه بگويد در سينماي ايران فساد نيست، دروغگويي بزرگ است. شخصي هم كه ادعا كند

همه اين سينما فاسد است، دروغگويي به مراتب بدتر و بزرگ‌تر از دروغگوي اولي است.

 فساد در سينماي ايران وجود دارد، همان طور كه در صدا و سيما، تئاتر و ديگر مراكز.

مگر در سازمان‌هاي ديگر فساد وجود ندارد؟ در همه دنيا و در مراكز مختلف فساد وجود دارد.

 اين امري طبيعي است كه از تاريخ بشر وجود داشته و خواهد داشت.

فساد في‌نفسه وجود ندارد، اين انسان‌ها هستند كه آن را به وجود مي‌آورند و ترويج مي‌دهند. زيرا

عده‌اي منافع خود را در وجود فساد و نشر آن مي‌بينند.

در بدن انسان، جانوران و گياهان نيز فساد ايجاد مي‌شود. در مرحله اول سيستم دفاعي

 انسان، جانوران و گياهان به مقابله با آن مي‌پردازند. اگر فساد كم بود، از بين مي‌رود، اما اگر

 زياد بود به كمك نيروهاي خارجي براي رفع و دفع فساد نياز است.

 اين فساد اگر از بين نرود، خود انسان، حيوانات و گياهان را نابود خواهد كرد.

 مدتي است از گوشه و كنار شنيده مي‌شود كه فلان كس ادعا كرده سينماي ايران و اهالي آن خداي

 نكرده فاسدند. گروهي هم در مقابل آنان صف كشيده و گفته‌اند كه اصلا در سينما فساد وجود ندارد.

هر دو اين گروه‌ها يا دروغگوياني مفسده جويند يا خام انديشاني ساده لوح كه آلت دست ديگران

قرار گرفته و يا فرصت‌طلباني كه مي‌خواهند از اين جو ملتهب و آب گل‌آلود، براي خود منفعتي

 كسب كرده و به آب و ناني شبهه‌ناك برسند.

 آيا براي ريشه‌كن كردن فساد بايد آن را در بوق و كرنا كرد؟! روي آن سرپوش گذاشت و براي

حفظ منافع كتمان كرد؟ مطمئناً هيچ‌ كدام، براي جلوگيري از فساد و ريشه‌كن كردن آن بايد اصولي

 برخورد كرد.

 به وفور ديده شده در يك خانواده، پسر يا دختر خانواده به مفسده‌اي كوچك مبادرت مي‌كنند.

گاهي پدر خانواده يا مادر خانواده از روي ناآگاهي اين مسئله را از چشم يكديگر پنهان مي‌دارند يا

 بدتر از آن مفسده‌كننده را تشويق مي‌كنند، اين يعني اشاعه فساد، اول در خانواده، بعد

 در سطح جامعه.

 فراوانند خانواده‌هايي كه در قبال شيطنت‌هاي فرزندانشان، اصولي برخورد كرده و قبل از اين كه

 فساد گسترش پيدا كند، خود در خانواده آن را حل كرده و نگذاشته‌اند تا ديگران دخالت كنند.

اگر خانواده نتواند از همان آغاز ريشه فساد را بخشكاند، مطمئناً كساني بيرون از خانواده و به

 شديدترين وجه با آن برخورد كرده و آبروي خانواده را روي زمين مي‌ريزند.

 سينماي ايران يك خانواده بزرگ است، منتهي خانواده‌اي كه برخي از اعضايش تاب تحمل

يكديگر را ندارند.

 هر انسان و گروهي براي خودش عقايد و آرماني دارد، هر كس يا گروهي كه بخواهد عقايدش را

 به زور به طرف ديگر تحميل كند، خواه يا ناخواه رويارويي به وجود مي‌آيد.

اين اصلي است كه بي‌تغيير از آغاز خلقت تا عصر حاضر وجود داشته و تا اين جهان گذرا

 برقرار است وجود خواهد داشت.

هميشه اختلاف عقيده و سليقه وجود داشته است. آنچه يك جامعه را اصلاح كرده و به سمت

پيشرفت هدايت مي‌‌كند، تحمل عقايد ديگران و آزادمنشي است.

 بايد بين همه بحث اصولي باشد، زيرا تضارب آرا باعث حركت رو به جلو انسان و جامعه

مي‌شود، اما تك روي سقوط را به دنبال خواهد داشت. اين حرف ما نيست، گواه بي‌انكار تاريخ است.

آن زمان كه يك مفسده كوچك در سينماي ايران توسط يك يا چند نفر افتاد، بايد همان لحظه

 اهالي سينما بدون سروصدا جلو آن را مي‌گرفتند و با فاعل اين فعل برخورد مي‌كردند

 تا شيوع پيدا نكند.

 متأسفانه به خاطر اختلافاتي كه اهالي سينما با يكديگر دارند و آستانه تحمل‌شان زير صفر است، اين

 اتفاق نيفتاد. براي همين تا يك مفسده كوچك پيدا شد، عده‌اي بيهوده فرياد زده و گلوي خود را جر دادند

 كه كل سينماي ايران فاسد است، در حالي كه چه بخواهند و چه نخواهند، خود

 جزوي از اين سينما هستند!

 گروه مقابل هم چون با اين عده در جنگ است، براي اينكه جلو آنان كم نياورد، سعي در

 كتمان مفسده داشته و از آن بدتر از شخص مرتكب حمايت كرده و از كار ناشايست او حمايت كرد!

 اين برخورد دوگانه متأسفانه باعث شيوع فساد شد.

 (درگيري اين دو گروه، خودش نوعي فساد فاحش است.)

چون دامنه فساد به بيرون از خانواده سينما كشيده شده، ديگران هم به خود جرأت داده و در اين

 مسئله دخالت كرده‌اند. آيا اين مشكل در خانواده سينما در سكوت و آرامش حل مي‌شد بهتر بود

 يا اينك كه موضوع پيش مردم علني شده و پرونده‌هايش در دادگاه و كلانتري‌ها باز شده؟

 اكثر قريب به اتفاق خانواده سينماي ايران انسان‌هايي هستند كه خود را از فساد دور نگه‌داشته و

 پاكيزه زندگي مي‌كنند. گناه آنان چيست كه بايد در آتش اختلافات دو گروه اندك بسوزند؟

 به چه جرمي آنان را در جامعه مفسد معرفي كرده‌ايد؟ آيا مفسده عده‌اي قليل در سينما را بايد به پاي

 همه نوشت؟ آيا بايد اين موضوع را در بوق و كرنا كرد و همه سينما را به يك چوب راند؟

 آيا بايد دمل مفسده را كتمان و پرورش‌اش داد تا دهان باز كند و بوي تعفن‌اش دامن بيگناهان

 را نيز بگيرد؟

 چرا با دست خود زندگي، كار و هنر خود و ديگران را زير سوال برده و نابود مي‌كنيد؟

چرا بايد آناني  كه پاك زندگي كرده و مي‌كنند در آتش اختلافات شما بسوزند و خاكستر شوند؟

 سينماي ايران بيمار و رو به موت است، براي اين كه اهالي آن به جاي فيلمسازي، اشاعه فرهنگ

 و احياي آن به جان هم افتاده و درصدد حذف يكديگرند.

سينماي ايران به همه سينماگران، بازيگران و دست‌اندركاران آن احتياج دارد تا روي پا بايستد.

 به جاي اين كه به تن و روح بيمار سينماي ايران مدام سنگ بزنيد، دست آن را بگيريد و از

 بستر بيماري بلند كنيد.

 زيرا بدون سينما، شما هم وجود نخواهيد داشت. اگر به سينما رحم نمي‌كنيد به خود رحم كنيد!

سيدرضا اورنگ

|+| نوشته شده توسط سیدرضا اورنگ در جمعه 29 اردیبهشت1391  |
 نقش ستون پنجم در تخريب سينما

  

با واژه ستون پنجم همه آشنا هستند، به ويژه اهل نظر. براي همين احتياجي نيست درباره آن قلم

فرسايي كرد. آنچه در اين مقوله مدنظر است، نقش تخريبي ستون پنجم در سينماي ايران است.

 در ايام اخير، سينماي بيمار ايران در تب شديد بحران به سرمي‌برد و به تشنج افتاده است. همه

بحران را مي‌بينند و با نتايج زيانبار آن آشنا هستند، اما هرگز به خود زحمت نمي‌دهند تا به علت

يا علت‌هاي شروع بحران پي ببرند! گويي ترسي يا دستي ناخواسته جلو آنان را گرفته تا به

ريشه‌هاي بحران نزديك نشوند! از قديم گفته‌اند علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد، اما اين كار در

 سينماي ما هرگز صورت نگرفته و گويي نخواهد گرفت. همه درد را ديدند، اما نه از شدت آن

 پيشگيري كردند، نه درصدد درمان آن برآمدند و نه حتي به تخفيف آن فكر كردند! دست روي

دست گذاشتند تا درد سينما را از پا بيندازد. گروه زيادي از سينمايي‌ها خواسته يا ناخواسته گويا

منافع خود را در مرگ سينما مي‌بينند. چشم داشتن به منافع مادي، باعث شد ديده اهالي سينما

روي تمام مسائل بسته شود و به اطراف خود بي‌توجه باشند. اينجا بود كه ستون پنجم وارد

معركه شد و با تلاش مضاعف خيلي سريع به آنچه مي‌خواست رسيد. آنچه بايد تأكيد كرد اين

است كه اين ستون پنجم با ستون پنجم‌هايي كه در جهان معمول است متفاوت است، زيرا اينان

فقط براي رسيدن به منافع خود دست به اين كار مي‌زنند و در خدمت شخص يا سازمان يا كشور

 خاصي نيستند. از آنجا كه قانون در سينماي ايران جايي ندارد، بنابراين مرجع خاصي نيز وجود

 ندارد تا به قانون شكني‌ها درست رسيدگي كند. براي همين هر شخص يا سازماني به خود جرأت

 مي‌دهد دست به قانون‌شكني بزند. در واقعه تعطيلي خانه سينما بي‌شك بايد هر دو گروه درگیر را

 مقصر دانست. هيچ گروهي حرف حق نزده و نخواهد زد، چه اهالي خانه سينما و چه

دست‌اندركاران دولتي، زيرا چشم آنان روي حقيقت بسته شده و هر كس فقط مسائل را از دريچه

 چشم خود مي‌بيند، آن هم دريچه‌اي كه ستون پنجم روي ديدگان آنان باز كرده. هر دو گروه

قرباني يك دسيسه شده‌اند، ولي از آن بي‌خبرند يا خود را به بي‌خبري زده‌اند. اين ستون پنجم ، با

شناختي كه از اهالي خانه سينما و دست‌اندركاران دولتي داشت، توانست هر دو گروه را به جان

 يكديگر انداخته و كركس‌وار بالاي جسد نيمه جان سينما بنشيند تا از لاشه آن ارتزاق كند. اگر

اهالي سينما و رسانه به حافظه كوتاه مدت خود رجوع كنند، متوجه خواهند شد، مشكلات بين

خانه سينما و دست‌اندركاران دولتي زماني حاد شد كه برخی از سينمايي‌ها كه پست‌هاي مهمي در

 خانه سينما داشتند و مدت‌ها در عرصه بي‌صاحب سينماي ايران جولان مي‌دادند، به طور مستقيم

 و غيرمستقيم، پست‌هايشان در خانه سينما به اشخاص ديگري واگذار شد. از همين زمان اينان ،

 در قالب ستون پنجم فعاليت خود را شروع كردند. آنان كه قبل از بر كنار شدن از پست‌هاي

خود، طرفدار سرسخت و دو آتشه خانه سينما بودند، ناگهان به مخالفان معاند آن تبديل شدند. اينان

 در زمان مسؤوليت كوتاه و بلند خود، براي منافع شخصي و دست يافتن به جايگاهي بالاتر،

حق‌هاي زيادي را ناحق كرده و قانون‌شكني‌هاي بسياري انجام دادند. بين خانه سينما و مسؤولان

سينمايي، در هر دوره‌اي مسائلي بود كه يا حل شده و يا آنچنان حاد نبوده تا به رويارويي

منجرشود. ماجرا از زماني آغاز شد كه اين ستون پنجم از پست‌هاي خود خلع يا به كناره‌گيري

وادار شدند. آنان خيلي زود توانستند با توجه به شناخت خود از دو طرف بين خانه سينما و

معاونت سينمايي آتش درگيري را برپا كنند، آتشي كه دودش در چشم همه رفت و مي‌رود.

شعله‌هاي سركش آتش اختلافات دامن همه را گرفت، الا آنان را، زيرا خود را از اين آتش

سوزنده دور نگه داشته و تنها از دور روي آن هيزم پرتاب مي‌كردند. اين ستون پنجم ، با

جايگاهي كه براي خود در خانه سينما، معاونت سينمايي و نشريات دست و پا كرده بود، توانست

 آنچه را مي‌خواست در ذهن اهالي خانه سينما و معاونت سینمایی سابق القا كند. آنان با طرح

شايعه‌هاي مختلف در نشريات، رسانه‌ها و خبرگزاري‌ها، توانستند آتش اختلافات را به حداكثر

برسانند كه نتيجه آن تعطيلي خانه سينما و بلاتكليفي معاونت سينمايي بود. عجيب است كه همه

آنان را مي‌شناختند و مي‌شناسند، اما هرگز گمان بد به آنان نبرده و نمي‌برند، اگر هم برده بودند،

 نمي‌توانستند كاري كنند، زيرا آتش جنگ دامن همه را گرفته بود و كسي هم دوست نداشت اين

آتش خاموش شود، زيرا هر دو گروه نابودي طرف ديگر را مي‌خواستند، حتي به قيمت نابودي

خودشان. اين ستون پنجم ، با حضور در محافل و مجامع مختلف هر دو گروه، اخبار آنجا را،

حتي خبرهاي خصوصي را، هم به گوش طرف مقابل مي‌رساند و هم در نشريات

و خبرگزاري‌ها منتشر مي‌كرد. حاشيه‌سازي پيرامون اكران فيلم‌هاي نوروزي نيز آتشي است كه از گور اين ستون پنجم برخاسته است.

جالب است كه آنان هنوز هم مظلوم‌نمايي كرده و سعي مي‌كنند در دل هر دو گروه جاي خود را

حفظ كنند. آنان اكنون در دو صنف مطرح سينما، يعني اتحاديه تهيه‌كنندگان و شورايعالي

تهيه‌كنندگان نيز نفوذ کرده و مدام اخبار آنها را به طرف مقابل و نشريات داده و شايعه‌سازي

مي‌كنند. كار به جايي رسيده كه اين دو گروه تهيه‌كنندگان كه زماني در كنار هم كار مي‌كردند،

سايه يكديگر را با تير مي‌زنند و به خون هم تشنه‌اند. در اين نوشته اسمي از اين ستون برده

نخواهد شد، زيرا همگان آنان را مي‌شناسند، اگر هم نشناسند با خواندن اين يادداشت حتماً خواهند

 شناخت. اهالي سينما، چه خصوصي و چه دولتي، اگر واقعاً صلاح سينماي ايران را

مي‌خواهند، بايد هرچه سريع‌تر ستون پنجم را از خويش طرد كرده و به مراجع قضايي تحويل

دهند. نشريات و خبرگزاري‌ها نيز نگذارند بيش از اين ستون پنجم از آنها سوءاستفاده كند. نبايد

بلندگوي کسانی باشند كه تنها به منافع شخصي خود مي‌انديشند و انتقام‌گيري

از سينماي ايران و اهالي آن. همه دست به دست هم دهند و عرصه را بر اين

ستون پنجم تنگ كرده و گلوي‌شان را بفشارند. فتنه بايد خاموش شود تا سينما دوباره جان بگيرد.پس هرچه زودتر آتش فتنه را خاموش كنيد.

سيدرضا اورنگ

|+| نوشته شده توسط سیدرضا اورنگ در سه شنبه 12 اردیبهشت1391  |
 درد دارد می خورد ...

درد دارد می خورد درمان من

می برد آسایش و آسان من

قطره قطره اشک من هر روز و شب

می کند آلوده تر دامان من

مرگ آمد،عشق هم سامان نداد

روزگار بی سرو سامان من

ترس در دل من ندارم از کسی

چون نگیرد جان من جز جان من

خانه دل هر کجا بر پا کنم

می کند سیلاب غم بنیان من

دشمنی در دل ندارد کینه ام

کینه ام دارد به دل جانان من

بس که خون کردم به دل از بی کسی

می چکد خون از سر مژگان من

بر سر سجاده هر شب عشق او

ذره ذره می برد ایمان من

گفت اورنگ از درون گور خویش

عشق من،دردی و هم درمان من

 

|+| نوشته شده توسط سیدرضا اورنگ در سه شنبه 15 فروردین1391  |
 
 
بالا